فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٩٢ - شيعه در زبان مورّخان
از اين روايات برمى آيد كه در عصر رسول خدا، گروهى به نام شيعه علىمعروف بوده اند و پيامبر به آنان نويد بهشت مى داد و در هر حال لفظ شيعه در زبان رسول خدا بر پيروان على(عليه السلام) اطلاق شده و راه وروش اين شيعيان، همان راه اسلام است كه پيامبر آورده و نه چيزى بر آن افزوده و نه از آن كاسته اند، بلكه راه رسيدن به اين اسلام را پيروى از على دانسته اند.
در اين صورت مى توان به صورت قطعى گفت كه تشيع نه زاييده كشمكش هاى سياسى در سقيفه و غير سقيفه بوده و نه زاييده جدل هاى كلامى متكلمان، و گروهى كه در حال حيات رسول خدا، على را اسوه و رهبر خود پس از پيامبر مى دانستند، با درگذشت پيامبر خدا بر همان تفكر باقى ماندند و هيچ دگرگونى در آنها رخ نداد و به مرور زمان گسترش پيدا كرد.
شيعه در زبان مورّخان
از بررسى برخى از منابع تاريخ و ملل و نحل به دست مى آيد كه واژه «شيعه» در عصر رسول خدا و پس از رحلت او، نوعى لقب پيروان اميرمؤمنان بوده است. اينك برخى از اين كلمات را در اينجا مى نگاريم:
مسعودى (متوفاى ٣٤٥هـ.) در رويدادهاى مربوط به پس از رحلت پيامبر مى نويسد:آنگاه كه بيعت ابى بكر به انجام رسيد، على(عليه السلام) و گروهى از شيعيان او در خانه اش تحصن كردند.[١]
نوبختى (متوفاى ٣١٣هـ.) مى نويسد: شيعه همان گروه ياوران على بن ابى طالب بودند كه در زمان پيامبر و پس از او به اين نام شناخته شدند و همه، آنها
[١] اثبات الوصية، ص ١٢١.